خیلی بی حوصله ام
برگامون گَد شد
اومدم ی چی بنویسم ،برم باز
دل و دماغ گلایه کردن هم ندارم
۱۵ ۱۶ سال پیش اولین شغلی که تست کردم کار توو نمایندگی ایرانسل بود
اون موقع کارت شارژ میفروختند
اون نمایندگی کارت تلفن تماس با خارج هم می فروخت
صاحب مغازه به من گفت این کارتها کار نمیکنه به هرکی فروختی بگو اکه نگرفت به شماره پشتیبانی رو کارت زنگ بزنه
ی روز که موهامو درست حسابی ژل زده بودم و با عطر دوش گرفته بودم(جوانی بود دیگه)
رفتم نمایندگی
ی پیرمردی اومد
خیلی ناراحت گفت این کارت رو از تو خریدم
بچه ام خارجه چند بار امتحان کردم کار نمیکنه
منو با این سنم از خونه کشوندی تا اینجا
اگه پشت میز نشستی نمیتونی مشکل منو حل کنی
پشت اون میز نشین بذا یکی بیاد که درد منو درمون کنه
القصه
از فرداش دیگه نرفتم!!! همین قد راحت و حتی سخت
کاش اون پیرمرد به اینا هم میگفت
بلکه اثر داشت
+البته گفتن همانا و چوب توو آستین کردن همانا :)))
