راه راه بودن 🦓
از ساعت ششه
چند فرسخ اونور تر
صدای زجه و ناله و چنگ و خون آبه
از ی مرکز آموزشی میاد
ی جوری ترکی نوحه میخونه
ی جورری داد میزنه
که اشکاش از سوراخ چشاش برمیگرده توو حلقش
بغض گلوش،شده قد قابلمه کوبیده سر ظهر هیئت
بس کنید این کارناوال بازیتونو
خدا از قلبتون خبر داره
بقرآن قسم
خود صاحب عزا اگه زنده بود
ننه تونو به عزا مینشوند
روز تعطیل
صبح خروسخون
چته؟
گلوم خشکه خشکه
کله سحر اون اشکارو چجوری در میکنی#@&»«
خدا بزنه توو مهره C7 گردنت
نذاشتی دو دقیقه بخوابم
بعد که پاشدم خوابم رفت
خفه خون گرفتی
آااای من باید دو دستی موهامو بکشم
سپردمت به خدا
خیر نبینی
