تصویر هدر 1 تصویر هدر 2 تصویر هدر 3 تصویر هدر 4 تصویر هدر 5

اینا چقدر عجیب غریب شدن

طرف استوری گذاشته از موتور سواریش توو خیابون

گوشیش رو گذاشته لای پاهاش رو باکش هم برچسب زده به حروف ژاپنی ی چیزایی نوشته

داداش بخدا ،دفعه اولی هست که دنیارو از لای پاهای کسی میبینم

ولی شرمنده ندونستم چی نوشته اونجا :)))

-اون آقاهه  پیکاپ kmc داره دوتا دبه این هوااا بسته پشت ماشینش ی آنتنم قد بیل وصل کرده به عقبش!!

داداش فازت چیه اینجا کویر نداره که از تشنگی تلف بشی وجداناا با اون آنتنت موج رادیو میگیری نه!؟، به کجا وصل میشی حالا؟!

طرف زانتیاشو که همسن مامانش هست ، چارتا رینگ اسپورت انداخته زیرش

رو شیشه جلو، قد شیش وجب برجسب زده مــــاشـــاالله

که چش نزنند

اون یکی جلو پنجره تیبا رو عوض کرده،اسم جلو پنجره ش ،جلو پنجره سوناتایی هست

بعد صندلی رو عقب داده،انگار ،کشتیه از اونجا خیره به افق توو سیس سوناتا رانندگی میکنه

آردی رو آورده پشتش با چهل سانت ارتفاع اسپویلر بسته

توو خیابون پاشو تا ته گذاشته رو گاز

داداش؟!با اون ی تیکه پلاستیک که بستی رو صندوقت ،جان مادرت ،برا ما مایکل شوماخر نشو

خانومه،ی کاسه ژل زده توو صورتش

چندتا ماشینو توو خیابون اسیر خودش کرده

خب خواهرم کمتر میزدی

گونه های گوجه فرنگیت،جلو دیدت رو نگیره که ببینی این همه آدم اسیر توو شدن

+ رنج بزرگیه

مهندسِ مملکت هست

رو استرسش کنترل نداره

مدام به من زنگ میزنه که سفارش ما زود حاضر بشه و فلان

دیشب ساعت هشت  زنگ زده میگه سفارش ما توو چه مرحله ای هست

امروز صبح ،که جمعه ست

زنگ زدم بهش

گذاشتم چندتا بوق بخوره

  با صدای گرفته جواب داد

گفتم سلام

ببخشید که روز تعطیلی زنگ میزنما

چون خودتون خارج تایم زنگ میزنی کفتم مشکل نداری با این موضوع

بعد ی سوال نه چندان مهم در مورد سفارشش پرسیدم و قطع کردم

میدونی،وقتی بهش گفتم چون خودت خارج ساعت زنگ میزنی،چراغهاش روشن شد

آدم این مدلی رو باید با زبون خودش بهش بفهمونی

آاره

هرچند منم شدم یکی لنگه خودش

ولی امیدوارم تاثیرگذار بوده باشم

+راستی  کمتر میام اینجا

ی گروهی توو تلگرام هست خودمو چپوندم بین شون

همه دارن واسه هدفهاشون قدم برمیدارن

ی مدت میخوام ،ی کار کنم از خودم راضی تر باشم

هر موقع ظرف فکرام پر شد میام و مینویسم

فعلا،واقعا،راس ،راسکی،به جون مامانم اینا،متمرکزم رو هدفم

اگه عوامل بیرونی ،جنگ و بدبختیا بذارن میخوام رشد کنم

مراقب مهربانیتون باشید 🙃🫀

ی قطره خارجی(دارو) از نت سفارش دادم 

چندین روزه ی بارکد ثبت کرده 

ولی بسته رو نفرستاده بیاد

حالا چون پایتخت میشینه فک میکنه ما پشت کوهی هستیم

نه عزیزجان،از اینور که نگاه کنی اون که پشت کوهه شمایی ،قربونت

شما ، سالی یبار  پولایی که توو قلک جمع کردی رو میاری اینجا توو شهر ما خرج میکنی وسایل اورجینال اروپا میخری

فک نکن ما که اینور زندگی‌میکنیم

از دنیا بی خبریم یا عقب مونده ایم

دهنتو پر میکنی میگی سامانه

دیگه ی دونه سایت زپرتی« وردپرس» داری


 

وقتی بهت میگم نفرستادی

نگو بارکد رو از پست گرفتم زدم سامانه

شما فقط ی بارکد رزرو کردی

خلاصه،این ادمین خیلی رو مخم بود

اینجا هم،همه متاهل هستند وگرنه پا میشدم میرفتم پشت کوهشون

دختره رو همینجوری با میز و صندل و گوشیه تو دستش میاوردم،به عقد یکی از فالورام در میاوردم :))))


 

+ دیگه دارم تمرین میکنم فحش ندم، شمام جلو خیال بافیامو نگیرید

+کاش سر همین چیزا بهم پناهندگی میدادن

بخدا از آدمهای نفهم توو کوچه خیابون و هر موجود زنده شرور درو و برم خسته ام 


 

یکی از قشنگی های بزرگ شدن

توو دنیای بزرگ سالی

اینه‌ واقعا حسرت هیچی رو نمیخوری !!!

حالا

یا با تلاشت بدستش میاری

یا با منطق و هزاران دلیلی که بلدی به خودت میفهمونی

همچین لازمشم نداریا :)))

اینو وقتی نوشتم که به اوتلندر پلاک منطقه و شاسی بلند جنسیسو اون پاترول پلاتینیوم جدیده که آوردن فک میکردم

هیچی دیگه

مگه ماشین خودم چشه :))

پاشم برم D:

دخترم شش سالشه

میگه عاشق قیافه بابام

میگه همش دلم براش تنگ میشه

(حالا هرچند بابا هم قیافه اش همچین مالی نیست :))

انگار سیل با خودش آورده )

ولی من توو دلم قند آب میشه که انقد دوستم داره

از جنگ به اینور همه زندگیم شده کار و کار

فقط دارم تلاش میکنم اگه فردا روز  ،همه چی رفت توو کما

محتاج نامرد نشم

سر ظهر که ناهار رفته بودم خونه

همش عین چسب دوقلو چسبیده بود بهم میگفت نباید بری من خیلی دلم برات تنگ میشه

اسب ش شدم

بغلش کردم

لپاشو بوس کردم

ولی باز نمیذاشت بیام کارگاه

الان که اومدم کارگاه دست دلم به کار نمیره

فکر و دلم مونده پیشش

الان پا میشم میرم خونه،

کاش

کااش زندگی توو این خراب شده

عین اونور جوب

تفریح و آرامش و شادی پر رنگ تر از پول داشتن و استرس و ناراحتی بود

توو بدجایی برا زنده موندن تلاش میکنیم

+من موهام سفید شد!!! پس کی میگذره این میگذره ها

+پاشم برم

حال دلتون خوش

خواستم از قافله عقب نمونم

جماعت دلار شد ۲۰۰ تومن

أیها الناس دلار شد ۲۰۰ هزار تومن

خوشحال باشید

گوشی ،النگو،ماشیناتون از دیروز تا الان ببین چقد رشد کرده

یعنی (An) توو این دارایی هایی که اینجوری برامون ارزشمند کردید

به هیچی دلخوش نیستم

حیف عمر و آرزوهامون

که توو این خراب شده تباه شد

 

+حساب کتاب این ماه رو درآوردم

رقم نمیگم مقایسه نکنید

همین قدر بگم

در مقابل این همه مشقت و سختی 

فقط سگ دو زدم

همون آدمم

خسته تر

بی حوصله تر

همش استرس

همش بدو بدو

 

 

 

خواستم بگم

پرامتش (prompt) اینه


 

« ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»


 

ی دل صاف میخواد

شایدم ی توبه و أستغفر الله

ولی خدا یی که من میشناسم میسازه برات

فقط بخواه

از خوده خودش

بی واسطه

مستقیمِ مستقیم

بعدش بشین و

Ultra-realistic cinematic 8K ش

 رو تو زندگیت ببین


 

آاره قربونت

بیا برگرد

بیا باهم برگردیم

دیگه خیلی دور شدیم

خب من طراحی سه بعدی هم انجام میدم

این روزا پرینترهای سه بعدی رو بورس اومدن

این حوزه جزء پولساز ترین ها میشه

اگه اراده شو داشتید حتما برید سمتش

من خیلی وقتا

بجا لاس زدن با چت جی بی تی

خیلی جدی

اصلا ارباب رعیتی 

بهش میگم اینو اینجوری ازت میخوام

یعنی اگه اکانت پولیشو داشتم هااا

عین ترامپ هرچی ایده  از مغزم عبور میکرد رو میگفتم تصویرش رو بساز

ببینم به دلم میشینه یانه

تهش میگفتم نووچ

بعد میگفتم اینجوری نمیشه

باز که شبیه قبلیا شد

این چند وقت که باهم معاشرت داریم

شده ی طراح باب میل من

ولی

چون خیلی زرنگ بازی در میاره

نمیخوام بهش بگم چرا انقد زور میگم بهش

اصن هدفم از تربیتش چیه


 

+دارم ی چرخه ای میسازم

که ۶۰ ۷۰ درصد کار رو چت جی بی تی بسازه

باقیش رو خودم توو نرم افزار اصلاح کنم

بعدش

تبدیلش کنم به ی مدل سه بعدی

بذارم رو سایت و بفروشم

این چیزی که میگم رو قبلا بدون چت جی بی تی انجام دادم

درآمد هم داشتم

بعد سر قضیه ازدواج کلا از سایت داشتن,کسب درآمد از اینترنت دور شدم

الان دیگه میخوام ی بخش درآمدی غیر فعال(که خودم زیاد درگیرش نباشم)،دوباره  برا خودم  بسازم

همه چی رو میدونم

همه ی همه ی همش رو

فقط عین تموم ۷۰ ،۸۰ میلیون ایرانی

نیاز به ی خیاط خوب دارم

(عین این پزشکا )قسم خیاطی خورده باشه

که بتونه این گشادی ها رو بدوزه😀😅(ببخشید اگه واقعیت زندگی شمام بود)


 

+چرا ماها انقد بی شورم(همون بیشعور)

نمیدونم

وقتی همه راه رو بلدیم چرا به این تن لش ی تکون نمیدیم

میریم یوتوب ،اینستا،میریم وبلاگ اینو اینو میخونیم،که چی بشه

+اووی بر من :|

زمانه که هدر میدم

خیلی جای تاسف داره :(

اومدم

مثل همیشه بگم

میدونی...

بعد گفتم هی تو که باز داری وسط کلی گرفتاریت موعظه میکنی :)

راستم میگم

الان پست گذاشتن دقیقا مصداق اهمال کاریه

همین قد کوتاه بگم و برم

توو گالری گوشیم ده سال پیش کارگر ی مجموعه ای بودم

پای ماشین آلاتشون عکس گرفتم که بگم این منم آ

ی روزایی حسرتم خرید ی دستگاه فسقلی قد ی برگ A4 بود

کلی ایده و آرزومو کوچیک کرده بودم که به این باور برسم این دفعه بزرگ نیست ها میشه حتما

الان ده سال گذشته

کارگاه و وسایلی و ماشین آلاتی که دارم ده ها برابر بزرگ تر از چیزی هست که اون موقع فک میکردم

مستقل شدم،شدم ی آدم تاثیرگذار رو محیط اطرافم

کلی آدم میشناسند منو

میخوام بگم اولش سخته ها

خیلی...

دردم داره

ولی

اگه رو ی هدف کوچیک خیمه بزنی حتما میشه

بعدتر ها خودتم نمیدونی کی و چجوری اینجوری شد که بزرگ شدی

به کم قانع بودن برا اوایل واجبه ولی بعدتر ها اصلا و ابدا به کم قانع نباشید

من چند روز پیش از بس کارم سخت و سنگین بود

سرو صورتم خیس عرق بود

با همون حالم ی عکس از خودم گرفتم

برا چند سال آینده

آاره،من تازه غنچه کردم

گل و میوه شدنم مونده هنوز :)))
 

خب قبلا عین روح سرگردان بودم

الان بیشتر شبیه مترسکم

چندجا وبلاگ داشتم

الان فقط اینجام

اینکه چرا اینجامو،اصلا چرا مینویسم،خودمم نمیدونم

بیشتر دری وری هست،با غر زدن

دلم میخواد بپرسم


 

چرا منو دنبال میکنید

من که حرف فیلسوفانه ای

چه میدونم ریش سفیدانه ای که ندارم

چی توو این نوشته هام هست؟!



 

اون روز بلاگ اسکای یکی برام کامنت داده بود که اینجا خیلی وقته رو به راه شده چرا نمینویسی

یا بلاگفا پرسیده بودن شد شش ماه نگرانتیم ،ی خبری بده

امروز رفتم پنل ی وبلاگ دیگه بلاگفام

یکی گفته بود دقیقا شده ی سال هیچی اینجا ننوشتی

:))

چشام گرد شد

یعنی چجوری میشه ندید اینجوری با آدمها ارتباط گرفت

یا نگران شد

چه میدونم فکر کرد  حتی

خلاصه کامنت بلند بالایی نوشتم

تهش گفتم

از دیدن کامنتت واقعا انرژی مثبت گرفتم

چیزی که میگم خارج از قواعد و آداب اینوری هست

ولی 

اگه ی روز بهشت راهمون دادن

ی بغل محکم،طلب من :)))

،بعد گفتم چرا اینجوری نوشتم 

با خودم‌گفتم

به هرحال میشه اونجا آدمها رو دوست داشت

بهشته دیگه

ی بغل ساده خواهر برادری :)))

 

+ ی نکته ای هم بگم هول خودتونید،من زن و بچه دارم :))

+ تقصیر من چیه اینجا به دنیا اومدید،بهشت مثل ایران که نیست


 

+متاسفانه ظرفیت بغل محدود بود

وگرنه به قید قرعه ی بغل،محض احتیاط نگه میداشتم واستون،بهشت تقدیم میکردم

ببخشید دیگه :)))

نویسندگان people
درباره وبلاگ info

اینجا ،ی جایی پَسِ همه مثبت اندیشی‌هام هستش،ی جای تاریک؛خیلی تاریک!!!

 

امکانات code
کمی گیتار بزن...