تصویر هدر 1 تصویر هدر 2 تصویر هدر 3 تصویر هدر 4 تصویر هدر 5

قضاوت با شما

گناهش گردن من

به نظرم

بزرگترین خریت ما مردها این بوده

که هرجا ی زن یا دختر دیدیم رانندگی میکنه

بهش راه دادیم

چه خیابون چه میدون  چه تقاطع

اینا ی جورایی باورشون شده خط ویژه دارن

یا لابد آمبولانسن که

همیشه راه براشون بازه

تازه سر سه راهی توو ی کوچه باغِ خلوت 

که 

دید نداشت همه جا دیوار بود بوق زدم

ی ثانیه راستو نگاه کردم

پام نصف و نیمه رو ترمز بود چپو نگاه کردم

پامو بلند کردم دیدم ی پراید جلومه پرواز میکرد

بهش میگم مگه کوری،نمیبینی پیچیدم

میگه دارم راهمو میرم توو اومدی سر راهم

توو دلم میگم

خب کودن

اصن من کور :|

خب بوق میزدی

ترمز میکردی

با دست گفتم برو برو

پشت سرش رفتم یکم دورتر

بی راهنما عین گاو پیچید توو ویلا

آخه بیشعور،مگه قاطرِ که نمیفهمی ترمز وبوق وراهنماش  کجاست

چرا جون ومال مردم به اون پلی کیستیکاتون نیست

همه تون همینید

خیابونا شده دوئل با عزاییل


 

خیلی شانس آوردم!!! صدقه دادم بخیر گذشت :(

+بعدا نوشت:خب عزیزی گفتند روایت داریم عده قلیلی هم وجود دارن که مادرزادی مایکل شوماخر هستند،دیگه بعدا بعد به علت استفاده از کلمه زشته کصافطِ «همتتون همینید»،عذر خواهی میکنم

+آنفالو هم قفل نیست بخدا :)))

+ ی نیم ساعت بعدتر نوشت:من با خودم میگم اینایی که منو لایک و فالو دارن،اکثرا مونث هستند،میگم بیا و از خر شیطون بیا پایین پست رو پاک کن،زن ستیز نباش :))) والا بخدا


 

اونجور که من توو فیلمها دیدم

دخترای قدیم اوج برنامه چیدن‌شون این بوده

که ی روز فرصتش پیش بیاد ی کاسه آش نذری ببرن دم خونه همسایه،از قضا پسر خونه در باز کنه،اینا چشم تو چشم بشن

شق القمری بشه و ی دل نه صد دل عاشق...

اما

دخترا امروزی قضیه فرق میکنه

اینا برنامه چیدنشون شبیه شبکه های تو در توی هرمی هست

اینا همزمان چند مورد رو باهم تحت کنترل دارن

حالا محض احتیاطم ی چندتایی در نظر گرفتن که اگه ایشون و اوشون نشدن خب فلانی که هست

حالا چرا اینا از ذهنم رد شد؟! 

چون این دختر همسایه (ازین ده نودی های فراخوانده هست یا شایدم هشتادی)هر بار توو کوچه که جلوم سبز میشه

ی جوری موقع راه رفتن عین مار خودشو میلولونه

که انگار داره شو لباس رو استیج برگزار میکنه

نمیدونم اینا چرا اینجوری شدن

الان این قرار بشه تکیه گاه ی مرد؟!

فعک نکنم

خلاصه اینو بارها

توو‌ نوشته هام‌ گفتم

عین همه چیزایی این روزگار

آدمها هم بی کیفیت شدن

و این اصلا خوب نیست

خب انگار اینترنت اونور جوبی به همه رسیده که اینجا مگس پر نمیزنه

چه زوود رفتید 

خیر سرم تازه لایک بگیرم خوب شده بود

میخواستم با این چند نفر که دنبالم میکنند

عین جومونگ  توو گوگوریو برم چوسان قدیم

ی قبیله تشکیل بدم :)))

والا بخدا :))

بد زمونه ای شده!!!

 

ملت در به در دنبال سنگ شکنند برن اینستاگرام دنبال یللی تل تلی هاشون

بعد من بعد تلگرام اولین جا رفتم بلاگفا

باور کنید خوندن نوشته هام

برا خودم

عین ی نوشیدنی خنک و یخی لیموناد خونگی وسط گرما بود

 

مردم انگار شبا بجا خواب ،گل لقد میکنند از بس لب و لوچه شون صبحا آویزونه :)))

میدونی مهم اینه که فرکانس شادی رو پیدا کنی

کله سحر(با اغراق مثلا ۷و نیم) تنها آدم  این اتوبان که  صدا موزیک بیس دارش بالاست و رو کروز،با عشق میره سر کار

منم

شب که برمیگردم خونه

عین پیرمردا آهنگ همایون شجریان -«محو تماشا»

گوش میدم لا به لاش همخوانی میکنم

حتی اون شب توو ایست بازرسی هم ولوم رو نیاوردم پایین گفتم عزیزان از اهنگ خوب بهره ببرند :))

خلاصه از زنده بودنتون با همین چیزایی دم دستی لذت ببرید

 

دانلود

طرف میگه از مسیر زندگیت لذت ببر 
مسیر زندگی ما شده تونل وحشت  :)))

دقیقا منظورش کجاشه

+اگه به جاهای ترسناکترش برسیم و جامونو خیس نکنیم

صلووووات...

میدونی قدیمیا عین حشمت فردوس

میگفتن ی اوستایی داشتم فلان حرف رو میزد

فک کن امروزیا

گپ که میزنند میگن مطلبی میخوندم از ی پیجی

میگفت فلان و فلان

بعد طرف میگه عه چه جالب

 

خواستم بگم

راضی نیستم از نوشته هام توو هیچ محفلی یاد بشه :)))

فردا روز نگید یکی نوشته بود انقد توو اینترنت تحت نظریم که حتی رنگ خشتکمونم میدونند D:

من ازین لحظه به بعد کامنت و لایک رو حرام اعلام میکنم

توو این دنیا که خیر ندیدید

حداقل رو فتوای من معصیت نکنید :))

والا بخدا

+ کم کم به لخظات ملکوتی بستن کامنت نزدیک میشیم

چون ذهنم میمونه اینجا،بسته باشه برا هممون بهتره

من ایمان دارم ی روز برا سرطان هم دارویی پیدا میشه

ولی برا گشادی مفرط ملت ما،نه!!!

دیروز کنار جاده  توو ماشین منتظر بودم

 دم غروب بود  ی عوضی رو دیدم  برا رفتن به فروشگاه

سیصد متر رو جاده اصلی دنده عقب رفت

از کنار من رد شد بوق زدم زیر لب گفتم به مادرت رحم کن

ولی هر کی از بغلش اومد چراغ داد یا بوق زد

ولی اون فحش خونش افتاده بود..

بگذریم

امروز سر چهارراه دوبله سوبله چه عرض کنم واسه خرید ی تیکه سنگک که ببرن کوفت کنند یک ترافیکی درست کرده بودند

یا اون کامیونه که نمیرفت تا رفتم و رفتم دیدم حین رانندگی توو گوشیه پدر&#@«»)(

خلاصه 

اینکه ماشینت رو نبری دورتر پارک کنی دو قدم راه بری

اینکه سرعت رو انقد بیاری پایین که بتونی توو عنترنت ول بچرخی که سر تایم دلخواهت برسی

کدومو بگم؟!

وقتی جزء بیشعورترین ها هستیم

خدایی ظلم نیست!! این مساحت گشادی رو توو گنیس ثبت نکنیم؟!


 

ی سری چیزا یادم میوفته مغزم برقش تک فاز میشه

چند وقت پیش شبکه استانی از عزیزان شرکت کننده توو راه«پیما»یی مرگ بر إمری کَن گو ،گزارش تهیه کرده بود

طرف ته ریش داشت،یک جوری لاکچری تیپ زده بود من کیف میکردم خدایی

 ،پشت اون عینک دودیاش،انقد حرفهای «بزن توو دهنش» میزد

آدم به وجد میومد از این همه خلوص نیت

ولی خب ی اشکال داشت

رو کلاهش نوشته بود

Boston

:))))

احتمالا منظور نوشته اش اون بوستون نبوده

لابد بستان آباد سفلی ،چیزی بوده خب

والا بخدا

+ خب داداش اون کلاهو میذاشتی موقع رفتن ویلا شخصی

اونجور جاها با تیپ و لباس مارک اجنبی که نمیرن

احساس میکنم

ماها موجودات جون سگ(ببخشید جون سخت) ـی هستیم

اگه تمام سختی و مشقتهای دنیا بباره رو سرمون ،باز وا نمیدیم

کاش برا تحقیقاتِ بقا توو کُرات دیگه ,بجا میمونها ماها رو میفرستادن

باور کن همون جا هم ی راهی برا زنده موندن ، پیدا میکردیم

خب ی سریام اینجا فرت و فرت پست میدن

یا نخونده نوشته ات رو لایک میکنند بی اینکه بدونند دردت چیه!!!

خواستم بگم

ببین رفیق،من حساب کردم

اگه نیتت کسب درآمد از اینجاست

خدایی چهار صفر پول ملی رو هم حذف کنند

با روزی ی ریال

نمیشه ثروتمند شد

انقد خودتو خسته نکن

دست فروشی خیلی سنگین تر از این کاراست

ممنون

نویسندگان people
درباره وبلاگ info

اینجا ،ی جایی پَسِ همه مثبت اندیشی‌هام هستش،ی جای تاریک؛خیلی تاریک!!!

 

امکانات code
کمی گیتار بزن...