تصویر هدر 1 تصویر هدر 2 تصویر هدر 3 تصویر هدر 4 تصویر هدر 5

ی دست(واحد شمارش) عینک آفتابی که نه !!! عینک جوشکاری 

زده!!

توو وسط جاده

توو ماشینش صندلی رو انقد عقب داده و دراز کشیده که انگار داره آفتاب میگیره

رو پشت ماشین هم نوشته «قصه اش درازه»

بعد بوق بوق ، چراغ چراغ ؛که عجله دارم ملت برید کنار :

حاجی به سیاهی عینکات قسم

اگه سر ظهر،گشنه نبودم

 همینجا تو وسط بلوار رو چمناش دراز میکشیدم ،عین خودت

که از درازیش بگی :/

+همین لگنت ام بابات برات خریده،جیب بابات عین بند ناف وصله بهت

از کدوم قصه میخوای بگی

از کدوم سختی

آخه فیلم سینمایی!!

+من دیگه فحش نمیدم,اصن من بعد نوشته هامُ میدم هوش مصنویی

که واو به وار اتو کشیده و تر تمیز بشه

چیه انقد راحت نوشتن!؟


 

کارفرما با مربیش که استاد و دکترای چه میدونم دفاع شخصی هست استوری گذاشته

که بگه،دیگه ؛ داآشتون خطریه

پول که نمیدم هیچ!!!زیاد پیگیر بشید میدم شاختونو از ختنه گاهش بشکنند :))

 رفتم پبچ دوستش دیدم بنده خدا عین شامپانزه

خشتک و جامه ش رو از تن دریده :))

بگه:حالیتونه  من چقد اهلی نیستم!!!

زیر ی درخت سر سبز و تنومند همون که میمونا علاقه دارن بهش آویزون بشن  با دشمن فرضی پیکار میکنه

گاهی مشت زیر چانه

گاهی لگد مابین دوتا لنگا

گاهی با زانو توو شکم

بعد عده ای به به استاد و فلان و بهمان :|

میدونی به این فکر میکنم

چرا من هیچ وقت به این گزینه فکر نمیکنم

باور کن اگه آدم باشی 

خود به خود دور میمونی از هرجور دعوا و بزن بزن

بعد میگم تو که میری یاد میگیری ،مسیرت رو خودت جهت میدی که ی روز ،جاش بیوفته فیلم؛ هندی بشه

 تو بشی نقش اولش،

صدای دوش دوش زدن مشتات و پرت شدن آدما رو ببینی

 کیف کنی

بخدا یادگرفتن همچین مهارتی از سر بیکاریه

برید ی مهارتی رو یاد بگیرید که شر با خودش نیاره ،چیه این چیزا والا بخدا

به فرضِ مثال:

 زدی طرفو پاره پوره کردی،

بخدا تهش دیابت میگیری از شکرخوری بعدش

چطونه؟!آدم باشید،سخته نه!!؟!


 

این روزا هرچی میخریم روش نوشته طعم دهنده مشابه فلان

حالا این فلان میتونه

دارچین باشه،میتونه لیموناد ،میتونه عسل،گلابی،یا هرچی باشه

چقدر زندگیامون فیک و غیرواقعی شده!!!

ی نگاه به وقتای دلخوش بودنمون بنداز!!!

 میفهمی

اون شادی و لبخندی که از دیدن فیلم و کلیپ یوتوب و اینستاگرام میگیریم

ی چیزی شبیه همون طعم دهنده هایی هست که گفتم !!!

حتی همه اون کلیپها هم دروغ و ساختیگه دارن مشابه واقعیت رو میسازن

چقدر این خراب شده،هواش بوی مردن گرفته

چقدر مردم رنگ پس دادن

چقدر بی حوصله ان

اصن چقدر از دیدن هم خوشحال نمیشن!!!

چقدر هممون درجا و بی فایده ایم

چقدر این روزها و این حال و هوا کشدار شده

چقدر همه چی رو هواست

چقدر بد جایی گیر کردیم

اصن چقدر با احتیاط زنده ایم

فقط ی دونه خدا توو قلبمون هست،که دلمون قرصه

وگرنه اینجا هیچیش ،اون جور که باید دلخوشی ایجاد نمیکنه

برگامون گَد شد

اومدم ی چی بنویسم ،برم باز

دل و دماغ گلایه کردن هم ندارم

۱۵ ۱۶ سال پیش اولین شغلی که تست کردم کار توو نمایندگی ایرانسل بود

اون موقع کارت شارژ میفروختند 

اون نمایندگی کارت تلفن تماس با خارج هم می فروخت

صاحب مغازه به من گفت این کارتها کار نمیکنه به هرکی فروختی بگو اکه نگرفت به شماره پشتیبانی رو کارت زنگ بزنه

ی روز که موهامو درست حسابی ژل زده بودم و با عطر دوش گرفته بودم(جوانی بود دیگه)

رفتم نمایندگی

ی پیرمردی اومد

خیلی ناراحت گفت این کارت رو از تو خریدم

بچه ام خارجه چند بار امتحان کردم کار نمیکنه

منو با این سنم از خونه کشوندی تا اینجا

اگه پشت میز نشستی نمیتونی مشکل منو حل کنی

پشت اون میز نشین بذا یکی بیاد که درد منو درمون کنه

القصه

از فرداش دیگه نرفتم!!! همین قد راحت و حتی سخت

کاش اون پیرمرد به اینا هم میگفت

بلکه اثر داشت

+البته گفتن همانا و چوب توو آستین کردن همانا :)))



 

شاید باور کردنی نباشه

نمیدونم چرا  مدام حس میکنم توو این خراب شده مثل  پشه ها باهامون رفتار میشه

اینا هر موقع لازم بدونند امشی میزنند مردم رو مریض میکنند که به اموراتشون برسند

خیلی خیلی تابلوئه سرماخوردگی توو این گرمای تابستون

دو روز بود واقعا حالم مساعد نبود ناجور داغون بودم،و حتی داغون هستم

سرفه عین سرفه های چله زمستون

اینه استفاده از علم و بیولوژیک برا کنترل بشر،بله!!!

جون ندارم به امورات  روزمره ام برسم چیزی نیست پیکش از دوشنبه تموم میشه آاره

ی سفارشی واسم اومده کارفرماش جزء ثروتمندترین آدم های این شهر هست و حتی کمی اونور تر

اینجور سفارشها ،اینجور کارفرماها عین سفر کربلاست طلبیدن میخواد،اصن قسمت هر کسی هم نمیشه که :))

خلاصه دااآشتون همچین آدم مهمی شده،بله!!

نننف آاح بوو بکشید فکر کنم بوی ادکلن‌شون تا اونجا اومده باشه :)))

+ولی از شوخی گذشته آیا میدانید پول گرفتن از آدمهای پولدار جزء سخت ترین کارای دنیاست

+ ی روزی  چند سال پیش ی پروژه ای از همین آدم اومد پیشم

+ رقمش انقد بالا بود که برا منی که تازه ازدواج کرده بودم

 عین معجزه

عین خواب و رویا بود

باور کنید اون روزها،از شدت شوقش شب خوابم نمی برد

خود کارفرما مستقیم اومده بود و تقریبا همه چی اوکی بود

ولی ی روز بخاطر باند بازی اون نفرات و توقع گرفتن درصد

خیلی ریلکس حذف شدم

حتی نگفتن دستت درد نکنه انقد وقت گذاشتی

بگذریم

البته خدا توو ی پروژه دیگه عوضش برام جبران کرد

من کافر به وجود خدا بودم میگفتم فلانی اوکی بده بقیه اش حله

بعدش فهمیدم چقدر کودن و نفهم بودم

اصن واسه همون بود درجا میزدم

روزی رو از خدا باید خواست

تازه با اینا به معمولی ترین حالت ممکن برخورد کردم

گفتند میدونی مالک پروژه کیه

و من همچنان معمولی تر شدم

احساس میکنم خیلی وقته داشتن پول حتی نوع زیادش

برام ملاک سنجیدن آدمها نیست

این هفته دو نفر با اینکه بخاطر مشغله ردشون کردم  بهم گفتن خیلی برخورد و اخلاقت خوبه با مشتری :)))

خلاصه اش کنم

بیایین نزدیک‌ی سفره ای باز شده یه لقمه دور هم میزنیم

اصن هرچی گرفتم شصت چهل تقسیم کنیم قبوله؟!

چند روزه برا بلاگفای یکی از دوستان کامنت گذاشتم

حال روزم این شکلیه

انگار هر روز سوار قاطر میشم  توو زل آفتاب این سربالایی بلاگفا رو تا گردنه دهات بالا میرم

میبینم ای بابا این که کامنت مارو ندیده هنوز

باز راهمو کج میکنم میام سمت ولایت خودمون :)))

خسته شدم از بس اومدم و رفتم

چشام تاول زد

عجب غلطی کردم بهت کامنت دادم

د همین کارا میکنید صله رحم وبلاگی از بین میره
 

خداا به اینجا برکت بده باز حداقل شبیه سرخ پوستا با آتیش و دود آدم میفهمه کامنتت رو خوندن والا بخدا

+ اما اینجا هم ،با وی پی ان بالا نمیاد(یعنی بجا دریا توو آکواریومیم) خیر سرم میخواستم افکار و فحشهای تراریخته ای  که دارم رو به دنیا صادر کنم :)))

دیدی ال 90 اون وقتا خورد به تحریم

جای کیسه هوای سرنشین رو  داشبورد ی مکعب مستطیل خالی گذاشتن ،گفتن بذا جا دستمال کاغذی باشه

حال و روز مردم رو میبینم

تیپ و قیافه و حرف و لباس و برخورداشونو

با خودم میگم

کاش خدا نسخه ایرانی بشر رو توو این خراب شده که دائم الانحرافه

لای پاهاشو خالی میساخت

چه میدونم عین کانگرو کیسه میذاشت

گوشیامونو مینداختیم توش 


 

+نه عزیز،من دردم چیز دیگه ست

بخدا وضعیت جامعه خیلی خرابه

نویسندگان people
درباره وبلاگ info

اینجا ،ی جایی پَسِ همه مثبت اندیشی‌هام هستش،ی جای تاریک؛خیلی تاریک!!!

 

امکانات code
کمی گیتار بزن...