ی سفارشی واسم اومده کارفرماش جزء ثروتمندترین آدم های این شهر هست و حتی کمی اونور تر
اینجور سفارشها ،اینجور کارفرماها عین سفر کربلاست طلبیدن میخواد،اصن قسمت هر کسی هم نمیشه که :))
خلاصه دااآشتون همچین آدم مهمی شده،بله!!
نننف آاح بوو بکشید فکر کنم بوی ادکلنشون تا اونجا اومده باشه :)))
+ولی از شوخی گذشته آیا میدانید پول گرفتن از آدمهای پولدار جزء سخت ترین کارای دنیاست
+ ی روزی چند سال پیش ی پروژه ای از همین آدم اومد پیشم
+ رقمش انقد بالا بود که برا منی که تازه ازدواج کرده بودم
عین معجزه
عین خواب و رویا بود
باور کنید اون روزها،از شدت شوقش شب خوابم نمی برد
خود کارفرما مستقیم اومده بود و تقریبا همه چی اوکی بود
ولی ی روز بخاطر باند بازی اون نفرات و توقع گرفتن درصد
خیلی ریلکس حذف شدم
حتی نگفتن دستت درد نکنه انقد وقت گذاشتی
بگذریم
البته خدا توو ی پروژه دیگه عوضش برام جبران کرد
من کافر به وجود خدا بودم میگفتم فلانی اوکی بده بقیه اش حله
بعدش فهمیدم چقدر کودن و نفهم بودم
اصن واسه همون بود درجا میزدم
روزی رو از خدا باید خواست
تازه با اینا به معمولی ترین حالت ممکن برخورد کردم
گفتند میدونی مالک پروژه کیه
و من همچنان معمولی تر شدم
احساس میکنم خیلی وقته داشتن پول حتی نوع زیادش
برام ملاک سنجیدن آدمها نیست
این هفته دو نفر با اینکه بخاطر مشغله ردشون کردم بهم گفتن خیلی برخورد و اخلاقت خوبه با مشتری :)))
خلاصه اش کنم
بیایین نزدیکی سفره ای باز شده یه لقمه دور هم میزنیم
اصن هرچی گرفتم شصت چهل تقسیم کنیم قبوله؟!