میدونی  کی به فقیر بودن ذهنم پی بردم؟!

همین بیست دقیقه پیش که گفتن نمیتونیم به توافق برسیم

ملک رو میفروشیم

پولش رو  تقسیم میکنیم

الان این منم

که هیچ برنامه ای برای اومدن پول یهویی ندارم 

این منم که  هدف جدیدی ندارم و افتادم توو چرخه تکرار

زندگی رو ی مسیر صاف

خلاصه ،از ما به شما نصیحت فکرای بزرگ بزرگ بکنید که

اگه ی روز پولش جور شد،به چه کنم چه‌کنم نیوفتید

+ ی وقتا توو زندگی هست ،آدم همه چی داره،فقط مُردن رو کم داره!!!

 الان اون شکلیم :))

+هنوز نه به باره نه به دار 

پس میخوابیم 


 

+