میدونی دنیای بزرگسالی از کی شروع میشه

از اون موقع که وقتی فکری،ایده ای ،تصمیمی ،به ذهنت خطور کرد،

بعد کلی فکر کردنات،دوباره نری با بابا ،ننت مشورت کنی

مورد دیدم ازدواج کرده ،وسط زندگی متاهلیش هم ،هسته تصمیم گیرنده اش خودش نبوده،کسای دیگه بودند

پس ی بار،واسه همیشه بزرگ بشیم

یکهو دل رو بزنیم وسط دریای زندگی

اصن گور بابای هرچی که قراره پیش بیاد

خوب یا بد

انقد جنم داشته باشیم پای اراده و تصمیماتمون بمونیم

حتی تا ته بدبختی و دوباره ساختن

آاره